مطالبه مهریه و کلیه نکات مرتبط با آن

نکاح دائم دو جنبه دارد یک جنبه اصلی و عمومی که آن رابطه زوجیت بین زن و شوهر می باشد دو جنبه فرعی و خصوصی که جنبی مالی نکاح می باشد و در خارج به صورت مهر در می آید

تعریف مهریه

قانون تعریفی از مهریه نکرده است ولی از مواد مربوط به مهریه معلوم میشود مهریه مالی است که زوج برای نکاح به زوجه تملیک می کند. چنانچه کسی زنی را به نکاح خود درآورد و خانه معینی را مهر قرار دهد در اصطلاح مهری که در عقد نکاح معین می گردد مهرالمسمی نامیده می شود

مهر المسمی چیست

مهرالمسمی زمانی صحیح است که دارای شرایط زیر باشد یک مالیات داشته باشد چنان که ماده ۱۰۷۸ قانون مدنی بیان می دارد هر چیزی را که مالیت داشته و قابل تملک نیز باشد می‌توان مهر قرارداد مالیت داشتن چیزی عبارت از آن است که در بازار اقتصادی دارای ارزش معاوضه باشد مانند زمین و گندم قابل تملک باشد منظور از قابل تملک بودن در مورد مهر باید قابل تملک باشد آن است که مهر مالی باشد که زن بتواند آن را تملک کند یعنی داخل در ملکیت زن باشد بنابراین مالی که قابل انتقال نمی باشد مانند مشترکات عمومی و موقوفات را نمی‌توان مهر قرار داد زیرا زوجه نمی تواند مالکان گردد همچنین است مالی که متعلق به شخص ثالث قرار گرفته است فرقی نمی کند که مورد مهر عین معین باشد مانند باغ و مزرعه و یا کلی باشد مانند ۱۰۰۰۰۰ریال که شوهر اندر مطالبه به زن خود بدهد و یا آن که منفعت باشد مانند شش ماه منفعت خانه یا منفعت اسب برای مسافرت معینی طلب نیز قابل تملک می باشد و می تواند مهر قرار گیرد مانند آنکه زوج که از دیگری یکصد هزار ریال طلب دارد آن را مهر زوجه خود قرار دهد زیرا منظور از ماده قابل تملک بودن قابل انتقال بودن آن است خواه به ملکیت زوجه در بیاید مانند حق انتفاع منفعت عقلایی مشروع داشته باشددو شرط مزبور که یکی دارای مهر منفعت و هدایا و دیگری مشروع بودن آن استاگرچه از شرایط صحت مهر شمرده نشده است ولی می توان نظر به ماده ۱۰۷۸ قانون مدنی که شرط مهر را چیزی قرار داد که مالیات داشته باشد و قابل تملک باشد و وحدت ملاک ۲۱۵ و ۳۴۸ قانون مدنی که منفعت عقلایی داشتن مورد معامله و وی را شرط صحت تملیک مال دیگری قرار داده است محقق دانست که مهر باید دارای منفعت عقلایی مشروع باشد۴ مهر باید مال معین باشد ماده ۱۹۰ قانون مدنی معین بودن مورد معامله را یکی از شرایط اساسی صحت معامله دانسته است و شرط مذکور در ماده بالا از نظر ون در تمامی عقود اگر چه از معاملات حقیقی نباشد رعایت خواهد شد بنابراین می‌توان یکی از دوباره بیایی یا باغ را به‌طور تردید و من جمیع جهات یکسان باشند مهر قرار دادپنج مهر باید معلوم باشد مهر باید بین طرفین تا حدی که رفع جهالت آن بشود معلوم باشد این را ما ۱۰ هزار و ۷۹ قانون مدنی بیان می‌دارد معلوم بودن مورد معامله ای که از شرایط صحت عقد است این است که ماده ۲۱۶ قانون مدنی می‌گوید مورد معامله باید مبهم نباشد مگر در موارد خواسته که علم اجمالی به آن کافی است معلوم بودن مهر به معلوم بودن مقدار جنس وصف آن است معلوم شدن مهر برای طرفین گاه به وسیله مشاهده می باشد هفت قدرت بر تسلیم مهر منظور غایی زن از قرار دادن مهر در عقد نکاح بدست آوردن آن است بنابراین چنانچه شوهر مالی را به عنوان مهر به زن تبدیل نماید که قدرت بر تسلیم آن به او ندارد و زن هم قدرت بر تسلیم آن نداشته باشد مانند انگشتری که در دریا غرق شده و یا باغی که در ید غاصبانه غیر می‌باشد تملیک بلااثر خواهد بود این است که قدرت بر تسلیم شرط صحت انتقاد قرار گرفته است قانون مدنی در فصل مهر تصریح به شرط بودن قدرت و تسلیم مهر نکرده است ولی شرط بودن آن از وحدت ملاک ماده ۳۴۸ قانون مدنی در مورد بی استنباط می‌شود بنابراین چنانچه شوهر نتواند مهر را تسلیم زن کند ولی بتواند آن را تسلیم نماید مهر صحیح خواهد بودهر چقدر باید باشد چنانچه ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی می‌گوید تعیین مقدار مهر منوط به تراضی طرفین است در قانون مدنی مقداری برای محرم سما معین نشده است و زوجین آزادند و می‌توانند هر مقداری که بخواهند به عنوان مهر در نکاح قرار دهند و نامزدها می توانند مقدار ناچیزی را که دارای شرایط مذکور در بالا باشد مانند یک سیر نبات مهر قرار دهند و یا مقدار زیادی مانند چند میلیون ریال که اکنون معمول شده است مهر واقع شود

موارد بطلان مهریه

عقل نکاح یک درصورتی که سبب بطلان مهرالمثل ما مجهول یا مالیات نداشتن آن باشد عقد نکاح دائم که چنین مهر در آن قرار داده شده صحیح است و مانند آن خواهد بود مهریه در عقد نکاح قرار داده نشده باشد لذا طبق ماده ۱۰۸۷ و ۱۰۸۸ قانون مدنی عمل می شود یعنی هرگاه قبل از نزدیکی زوجین آن را تعیین نموده باشند طبق آن رفتار می کنند و چنانچه قبل از ترازوی برمه نزدیکی بین آنها واقع شود زوجه مستحق مهرالمثل می گردد۲ درصورتی که سبب بطلان مهرالمثل ما مالکیت غیر باشد هرگاه ملک غیر به عنوان مهر در عقد نکاح قرار داده شده باشد در این صورت هر گاه مالک اجازه ندهد شوهر باید بدن آن را به زن بدهد زیرا مقدار آن معین بوده ولی در اثر مالکیت تحقق پیدا نکرده است

مالکیت زن نسبت به مهریه چه زمانی است

مالکیت زن نسبت به مهر طبق ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی زن به مجرد عقب مالک مهر می گردد و ملکیت زن نسبت به مهر مطلق است و می‌تواند هرگونه تصرفی که بخواهد در آن به نماید حتی قبل از آن که شوهران را به او قبض دهد مانند آنکه آن را اتلاف یا به غیر واگذار نماید در صورتی که شوهر قبل از نزدیکی زن را طلاق دهد نصف مهر چنانچه این آن در ملکیت زن باشد به مملکت شوهر عادت می‌یابد و الا زن ملزم به دادن بدل از مثل یا قیمت استمیتوانید اطلاعات بیشری در خصوص وکیل خانواده کسب کنید
وکیل جهیزیه-وکیل برای استرداد جهیزیه

جهیزیه

تمام اطلاعات در مورد جهیزیه جهیزیه چیست چون نام جهیزیه برده شد بی مناسبت نیست که در این زمینه بحث نماییم جهیزیه عنوان خاصی در

ادامه مطلب »
وکیل طلاق توافقی

تدلیس در عقد نکاح

تدلیس در عقد نکاح (قسمت 1) کلیات قانون مدنی تدلیس را در ماده ۴۳۸ قانون مدنی در مورد بیع تعریف نموده است تدلیس عبارت است

ادامه مطلب »
وكيل طلاق توافقي در صادقيه|وكيل طلاق در صادقيه

طلاق توافقی

فوری (10 روزه)