ارث و قوانین و مقررات مربوط به آن از منظر قانون اساسی و فقه اسلامی

آنچه كه بايد در رابطه با ارث بدانيم

يكي از كاركردهاي مهم ازدواج ،تداوم نسل به صورت مشروع است كه پيامد اين مشروعيت انتقال ارث و حفظ و تداوم نظام خويشاوندی است.

دراصطلاح، ارث به معني انتقال قهری مال از شخص متوفی، به بازماندگان اوست.

انتقال قهری بدين معنا است كه شخص گيرنده اراده و اختياری در گرفتن يا نگرفتن آنچه كه  از از طريق ارث به او رسيده ندارد همانند ولايت قهری است.

 انتقال ارث از راه های زير امكان پذير است

١)مرگ حقيقی به معنی مرگ كامل شخص است.

٢)مرگ فرضی بدين معنا كه شخص مدتها ناپديد شده است و هيچ خبري از او نيست بعد از مدت زمانی كه دادگاه مشخص كرده ،او را در حكم شخص مرده تلقی می كنند.

دو امر باعث ايجاد ارث می شود: نسب و سبب

نسب از طريق خون ايجاد می شود. مانند: عمو،عمه

سبب از طريق ازدواج ايجاد می شود .

سه طبقه از افراد به موجب نسب ارث مي برند

1-پدر و مادر و فرزندان و نوادگان

2-اجداد و برادر و خواهر و فرزندان انها

3-عمو،عمه،دايي،خاله و فرزندان آنها

هر يك از زوجين كه در حين فوت ديگری زنده باشد از طريق سبب ارث می برد.

طبقات ارث: منظور از طبقات يعني اينكه هر كس كه به متوفی نزديك تر است الويت گرفتن ارث با اوست.

در طبقات سه گانه اي كه بالا گفته شد وجود حتي يك شخص در طبقه قبل خود مانع از ارث بردن ساير طبقات می شود.

زن و شوهر سهم ارثشان بسته به اينكه فرزند دارند يا خير متغير است.

اگر شخص متوفی وارث نداشته باشد،دادگاه در رابطه با اموال متوفی تصميم گيرنده است.

زماني كه ديون(قرض و بدهي ) شخص متوفی به طوركامل پرداخت شد آنوقت مال بين وراث تقسيم مي شود و ورثه الزامي به پرداخت چيزی غير از اموال خود متوفی به بستانكاران ندارند.

 

 

ارث

حقوق و ديونی كه بايد قبل از تقسيم،پرداخت شود از قرار زير است

١-قيمت كفن و دفن ميت

٢-ديون و واجبات مالی

٣-وصيت های خود شخص متوفی تا يك سوم اموال بدون اجازه ی وراث ولی بيشتر از آن با اجازه انها صورت می گيرد.

در رابطه با سه مورد بالا كه گفته شد حتما بايد در انجام آن ترتيبشان رعايت شود و بعد از آن هر انچه كه باقی ماند تقسيم می گردد.

هر زمان كه وراث با اموال متوفی معاملاتی را انجام دهند تا زمانی كه بدهی هاي متوفی پرداخت نشده باشد،اين معاملات نافذ (موثر)نبوده و طلبكاران می توانند آن معامله را برهم زنند.

كسي كه مدت زمان طولاني غايب بوده و دادگاه حكم به مرگ فرضي او بدهد ،اموالش بين وراث تقسيم مي شود ولي اگر ان شخص غايب پيدا شود ،كساني كه اموال را بين خود تقسيم كرده اند ،بايد به او بازگردانند.

يكي از عواملی كه باعث می شود شخص ارث ببرد زنده بودن در زمان فوت متوفی است و اگر نطفه ای شكل گرفته باشد زمانی ارث می برد كه نطفه او در زمان مرگ شكل گرفته بوده و زنده هم متولد شود ،اگرچه فورا پس از تولد بميرد.

با شك در زنده بودن طفل در زمان تولد،حكم به وراثت نمی شود.

نشانه های قانونی زمان انعقاد نطفه رعايت خواهد شد يعنی نطفه منعقد شده زماني محسوب می شود كه مدت ١٠ماه از تاريخ فوت به دنيا بيايد مگر اينكه ثابت شود از تاريخ اخرين نزديكی بيش از ده ماه گذشته است.

اگر در زمان مرگ مورث(شخصي كه مرده است و مال او تقسيم مي شود)جنينی در رحم مادر باشد،اگر قابل وراثت متولد شود مانع از تقسيم مي شود تا حال او معلوم شود،اگر جنين مانع از ارث هيچ يك از ساير وراث نباشد و انها بخواهند تركه را تقسيم كنند بايد براي ان جنين حصه (سهم) كه مساوي سهم دو پسر از همان طبقه باشد كنار بگذارند و سهم هر يك از وراث مراعا(متزلزل،بلاتكليف )است تا حال جنين معلوم شود.

اگر در بين وراث شخص غايبی باشد،سهم او كنار گذاشته میشود تا معلوم شد كه وضع او چگونه است در صورتی كه مشخص شود قبل از مورث مرده است،سهم او به ساير وراث ميرسد در غير اينصورت به خود او يا به ورثه اش ميرسد.

يكي از موارد بازدارنده قتل است.كسی كه مورث خود را به عمد بكشد از ارث او ممنوع ميشود.

قتل عمدی در صورتی مانع از ارث است كه نامشروع باشد،پس قتلی كه به حكم قانون و در دفاع مشروع صورت گيرد مباح(جايز)است و از ارث محروم نمی شود.مانند پدری كه با پسر خود دعوا می كند و به قصد ادب كردن او را بزند و پسر از ضربه او بميرد،به شرط اينكه ضربه نوعا كشنده نباشد پدر از ارث او محروم نمی شود.

شخص بی دين (كافر)از مسلمان ارث نمیبرد،حتي اگر در طبقه ارث،درجه او  مقدم بر شخص مسلمان باشد.

بعد از لعان(زمانی است كه مردي به همسر خود نسبت زنا دهد يا فرزندی كه زن بدنيا اورده را از خود نفی كند)،زن و شوهر از هم ارث نمی برند و فرزندی هم كه مورد انكار واقع شده به علت لعان،از پدر و پدر پدری خود ارث نمی برد ولی از مادر و اقوام مادری ارث ميبرد و همچنين مادر و اقوام مادری از آن فرزند ارث ميبرند.

هرگاه كه پدر بعد از لعان رجوع كند،پسر از او ارث ميبرد ولي از خويشان پدري ارث نميبرد و همچنين پدر و خويشان پدری از او ارث نمی برند.

در رابطه با تقسيم اموال يك سری مراحلی بايد طی شود اعم از اطلاع از دارایی ها و اموال متوفی،در بعضي موارد،بعضي از  وراث بسته به شرايطشان خبر از فوت متوفی ندارند،كه با انتشار آگهی و استعلام (پرس و جو) از ثبت احوال اطمينان حاصل می شود كه سهم بر رسمی ديگری وجود ندارد،بعد از آن اطلاع پيدا كردن از اينكه متوفی ديونی دارد يا خير و اگر وصيت نامه ای دارد بايد اشكار شود و بررسی درستی و تاريخ تنظيم آن مشخص شود بعد از آن با مراجعه به يك وكيل مجرب،برای تنظيم صورت جلسه تقسيم اموال بر اساس توافق طرفين يا استفاده از نظر كارشناس و در اخر مراجعه به اداره دارايی جهت پرداخت ماليات بر ارث و…

تمامی مراحل بالا توسط وكيل متخصص قابل انجام است بدون نياز به حضور ورثه و حتی در صورت عدم توافق وراث در تقسيم اموال متوفی ميتوان دعوی تقسيم تركه را در دادگاه حقوقی محل فوت متوفی مطرح كرد مدارك را ارائه داد. براي آسان تر و سريعتر شدن مراحل اداری و كاری و احقاق حقوق همه وراث و مراحل تقسيم ماترك توسط وكيل مجرب انجام شود نتيجه بهتری بدست می آيد.

در رابطه با این مبحث مطالب حقوقی زيادی وجود دارد كه قابل بحث است ،اما در اين مقاله ما به طور خيلی خلاصه بعضی از مواد قانونی را به طور ساده شرح داده ايم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *