ورشكستگي و قوانین و شرایط مربوط به آن در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

در جوامع امروزی مفهوم ورشكستگي براي تجار و بازرگانان آشنا است و تجار و شركتهاي تجاري کوشش می کنند كه به ورشكستگي دچارنشوند .

مفهوم ورشکستگی و انواع آن

ورشكستگي تاجر يا شركت تجاري از آنجا ناشي مي شود كه شخص از عهده ديوني كه به گردن اوست برنمی آید.

در واقع ورشكستگی زمانی به وجود می آید که این دو شرط وجود داشته باشد:

١-شخص تاجر باشد يعني امرار و معاش خود را از طریق معاملات تجاري بگذراند

٢-شخص تاجر قادر به پرداخت ديون و بدهي هاي خود نباشد.

شرایط صدور حکم ورشکستگی برای تاجر متوفی

حكم ورشكستگي تاجري كه در زمان مرگ او ،حكم توقیف شده را ميتوان تا يكسال بعد از مرگ او نيز صادر كرد.

به درخواست يك يا چند تن از طلبكاران يا دادستان، دادگاه اين حق را دارد که حكم ورشكستگي تاجر فوت شده را صادر كند . منتها در صورتی که این شرایط وجود داشته باشند :

١-حكم در زمان فوت دچار توقف شده باشد . در اين مورد براي تاجري كه زنده هست حكم ورشكستگي صادر مي شود تا حقوق طلبكاران حفظ شود. حكم ورشكستگي بعد از مرگ هم به همين انگيزه يعني حمايت از طلبكاران او و حفظ حقوق آنها صادر مي شود.

٢-صدور اين حكم نبايد بيشتر از يكسال با تاريخ فوت تاجر فاصله داشته باشد. علت اين محدوديت زماني اين است كه امکان دارد وراث با گرفتن گواهي انحصار وراثت اموال را تصرف كرده يا از بين ببرند . اگرچه به حكم قانون ، وراث بايد اول طلب طلبكاران را از تركه پرداخت كنند و اگر چيزي ماند بين خود تقسيم كنند اما حكم ورشكستگي تاجر پس از فوت او و اعلام آن اين مزيت را دارد كه آنها از دخالت در اموال ممنوع مي شوند . در قانون مدني هم ذكر شده كه هرگاه وراث نسبت به ماترك (آنچه از شخص باقي مانده مثل زمين،باغ،…) معاملاتي انجام دهند اما هنوز ديون متوفي پرداخت نشده باشد ، اين معاملات نافذ نبوده(موثر واقع نشده) و طلبكاران مي توانند آن معامله را برهم زنند.

تشخیص فرد ورشکسته

تاجري كه از عهده ی تعهدات تجاري خود بر نيايد ممكن است توانايي مالي در جهت پرداخت قروض خود نداشته باشد و یا اموالي بيشتر از ديون خود داشته باشد اما بنا به دلايلي فعلا قادر به پرداخت آن ديون نيست ؛ مثلا اموالش در رهن ديگري باشد. اين شخص ورشكسته محسوب مي شود .

شرایط احراز ورشکستگی

يك سري شرايط بايد وجود داشته باشد كه شخص را ورشكسته بنامند:

1- صفت تاجر و يا شركت تجاري بايد وجود داشته باشد و شخص بايد داراي اهليت قانوني براي انجام تجارت باشد .  يعني اگر شخص محجور و سفيه باشد و به امور تجاري مشغول شود ؛ چون اهليت در انجام امور مالي ندارد ، اگر دچار عدم توانایی پرداخت در قروض شود ، ورشكسته محسوب نمی شود .

2- تنها در اعمال و مشاغل تجاري ،ورشكستگي وجود دارد . برای مثال شخصي كه شغلش تجاري نباشد و تاجر هم نباشد ، اگر قرض و ديوني داشته باشد كه توانايي عدم پرداخت آن را ندارد ، ورشكسته محسوب نمي شود و حكم اعسار به او تعلق مي گيرد.

3- ديون و بدهي هاي تاجر باید مربوط به امور و معاملات تجاري او باشد . در غير اينصورت ديون مربوط به معاملات غير تجاري تاجر شامل حكم ورشكستگي نمي شود.

نکته : شرطي مبني بر اينكه دارابي هاي تاجر حتما كمتر از بدهي هاي او باشد نيست . همين كه به هر دليلي نتواند بدهي هاي خود را بپردازد ،حكم به ورشكستگي داده مي شود.

4- عدم پرداخت ديون بايد در نتيجه ناتواني از پرداخت آن باشد . در غير اين صورت عدم پرداخت مستلزم حكم ورشكستگي نيست ؛ همانند  : نكول براتي .

نکته : نكول به معني عدم قبول يا رد است . وقتي كه شخص قراردادي بسته و نتواند به بخش يا تمام تعهداتش عمل كند ، مي گويند نكول انجام داده . نکول معمولا براي برات و سفته بكار مي رود.

انواع مختلف ورشكستگي

1 – ورشكستگي عادي :  به دليل عوامل بيروني و خارجي و يا حوادث غير قابل پيش بيني بدون اينكه تاجر تقصيري داشته باشد يا تقلبي شكل گرفته باشد ،حکم ورشکستگی صادر مي شود.

ورشكستگي به تقلب كه بخاطر نيت بد و حيله و مكر تاجر حاصل مي شود و مجرم شناخته مي شود.هر تاجري كه دفاتر تجاري خود را از قصد ناپديد و يا بخشي از اموالش را پنهان كند و يا از طريق معاملات صوري از ميان ببرد و از طريق دستكاري اسناد ميزان ديون خود را تغيير دهد ،ورشكسته به تقلب و مجازات هم برای او در نظر گرفته می شود.

ورشكستگي به تقصر که از طريق خطاي غير عمد تاجر به وجود مي آيد و در دسته جرايم غير عمدي قرار مي گیرد.

تاجر بايد در مدت سه روز که از تاریخ  پرداخت قروض و يا ساير تعهدات نقدي او گذشته است و او هنوز پرداخت نکرده ،اين توقف در پرداخت را به محل دادگاه بدوي كه در حوزه اقامتي خود اوست اطلاع بدهد و صورت حساب اموالش و كليه دفاتر تجارتي خود را به دادگاه نامبرده تحويل دهد.

صورت حساب اموال و دارايي تاجر بايد تاريخ دار و داراي امضا تاجر و موارد زير را حتما شامل شود :

١-تعداد و تقويم كليه اموال منقول و غير منقول(منظور از منقول اموالي كه قابل جابه جايي مثل اتوموبیل ،طلا…)اموال غيرمنقول (قابل جابه جاي نيست مثل زمين،آپارتمان،..)تاجر توقیف می شود بطوري كه از پيش شرح داده شده است.

٢-تهيه يك صورت از كليه قروض و مطالبات

٣-تهيه يك ليست از نفع و ضررهاي صورت گرفته و مخارج شخصي

٤-اگر شركتي از شركتهاي تضامني ،مختلط يا نسبي كه بايد ضميمه شود ليستي از اسامي و محل اقامت كليه شركا ضامن هم بايد پيوست داده شود.

ورشكستگي تاجر به حكم دادگاه عمومي در موارد زير اعلام مي شود

برحسب اقرار خود تاجر

از طريق تقاضاي يك يا چندين تن از طلبكارها

برحسب درخواست مدعي العموم بدايت

 

دادگاه بايد تاريخ متوقف کردن تاجر را مشخص كند اگر در حكم مشخص نشد تاريخ حكم ،تاريخ توقف محسوب مي شود .

حكم ورشكستگي به طور موقت اجرا مي شود زيرا انچه اهميت دارد حفظ حقوق طلبكاران است و اگر حكم به صورت موقت انجام نشود ممكن است حق انها ضايع شود.

اثر حكم ورشكستگي نسبت به ورشكسته

تاجري كه ورشكسته شده از تاريخي كه حكم صادر شده از دخالت در تمام اموال خود حتي اموالي كه در مدت ورشكستگي امكان دارد بدستش برسد ممنوع است.در اين مدت مدير تصفيه قايم مقام قانوني ورشكسته بوده و حق دارد به جاي او از اختيارات و حقوق ايجاد شده استفاده كند.

مدير تصفيه كه از طريق دادگاه در ضمن حكم ورشكستگي در مدت ٥روز پس از صدور  حكم ، مشخص مي شود و او قايم مقام شخص تاجر مي شود و ميزان حق الزحمه ي مدير تصفيه را دادگاه در حدود مقررات وزارت عدليه معين ميكند.مدير تصفيه يكسري اقدامات و و وظايفي بر عهده دارد در خصوص تاجر ورشكسته باید انجام دهد.

از تاريخي كه حكم و شكستگي اعلام شود هركس كه نسبت به تاجر ورشكسته دعوايي چه منقول و غير منقول داشته باشد بايد بر مدير تصفيه اين دعوا را مطرح كند

اثر حكم ورشكستگي نسبت به طلبكاران:از تاريخي كه شخص تاجر ورشكسته اعلام مي شود طلبكاران به صورت تك به تك نمي توانند ورشكسته را تعقيب كننند تا طلبشان وصول شود بلكه از طريق دسته جمعي يا گروهي بايد طلبشان را مطالبه كنند.تاثیر دیگراين است كه خسارت دیرکرد از زمان صدور حكم ورشكستگي شامل نمی شود . به فرض مثال حسن از شخص علي ٢٠٠هزارتومان طلب دارد در حالت عادي حسن ميتواند خسارت ديركرد بگيرد يعني علاوه بر ٢٠٠تومان مقداري هم اضافه براي ديركرد بگيرد اما در حالتي كه حكم به ورشكستگي اعلام شده است ديگر خسارت ديركرد قابل مطالبه نيست.

دادگاه هروقت كه صلاح بداند مي تواند شخص تاجر را به عنوان شخص ثالث در دعواي طرح شده ورود دهد.

زماني كه حكم ورشكستگي صادر شد قرض هاي موجل (مدت دار)با رعايت  يكسري تخفيفات تبديل به قروض حال مي شود .

زماني كه تاجر بعد از توقف ، يكسري معاملات را انجام دهد باطل و بي اثر خواهد بود:

هر عقد صلح و هبه و نقل و انتقالي چه در اموال منقول و چه غير منقول

پرداخت هرگونه قرض اعم از موجل يا حال

هر معامله اي كه مالي از اموال تاجر را تصرف كند و باعث ضرر طلبكاران تمام شود.

در قانون تجارت ورشكستگي را در چندين فصل و بخش توضيح داده كه ما در بالا به اجمال به بعضي از آنها پرداختيم .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *