تابعیت به چه معنا است و چرا افراد تابع یک دولت محسوب میشوند؟

تابعیت، از جمله مباحث مهم و کاربردی حقوق بین الملل میباشد که امروزه کشورهای بسیاری با این پدیده و آثار گوناگون آن درگیر میباشند.

این مفهوم از جمله مسائل مهم مطرح شده در حقوق بین الملل خصوصی میباشد و تمام محققان مربوط به این شاخه، بخش عمده ای از تحقیقات خود را صرف موضوع تابعیت میکنند.

پیش از پرداختن به مفهوم مذکور، لازم است تعریفی از حقوق بین الملل خصوصی ارائه دهیم تا با شناخت و تسلطی کامل تر، به معرفی ماهیت تابعیت بپردازیم.

در یک تقسیم بندی، حقوق بین الملل به دو شاخه عمومی و خصوصی تقسیم میشود.

به صورت خلاصه میتوان گفت که حقوق بین الملل عمومی ناظر بر روابط بین دولت ها در سطح وسیع جامعه بین المللی میباشد و قوانین و کنوانسیون هایی بر آن حاکم است که مورد پذیرش تمام دولت ها میباشد.(در واقع حقوق بین الملل عمومی مبتنی بر توافق دولت ها بوده و بازیگران اصلی آن، دولت ها میباشند.) در حالیکه حقوق بین الملل خصوصی مربوط است به روابط افراد، با این شرط که یک عنصر خارجی در این میان باعث میشود که روابط، خصلت بین المللی پیدا کنند. در نتیجه حقوق بین- الملل خصوصی در مرتبه اول، به روابط میان افراد مربوط میشود.

برای مثال میتوان به مسئله تابعیت افراد – که در همین مقاله قصد توضیح مفهوم آن را داریم – اشاره کرد؛ فرض کنید یک مرد فرانسوی( دارای تابعیت فرانسه) قصد ازدواج با زنی ایرانی را دارد. در اینجا است که باید با توجه به قواعد و اصول حقوق بین الملل خصوصی تعیین کنیم که چه قانونی در زمینه ازدواج این افراد حاکم است و وضعیت آندو پس از ازدواج به چه صورت خواهد بود.

در مثالی دیگر فرض کنید شخصی ایرانی در کشور فرانسه قصد انجام معامله ای را دارد. تبیین قواعد حاکم بر چنین معامله ای به دلیل اینکه یک یا چند عنصر بین المللی و برون مرزی در آن دخیل است، موضوع بحث و بررسی در حقوق بین الملل خصوصی میباشد.

پس از آشنایی مختصر با حقوق بین الملل خصوصی، اکنون به مفهوم تابعیت میپردازیم. ذکر این نکته نیز ضروری است که امروزه مسئله تابعیت افراد یک کشور نه تنها از نظر حقوقی اهمیت دارد، بلکه آثار بسیار پررنگی در روابط سیاسی میان کشور های جهان داشته و در نتیجه اهمیت سیاسی نیز پیدا کرده است.

ماهیت تابعیت و تعاریف آن

در این بخش، ابتدا به یک تقسیم بندی کلی پرداخته، سپس به تعاریف ذکر شده از تابعیت توسط علمای حقوق بین الملل اشاره خواهیم کرد.

تابعیت

تقسیم افراد موجود در یک کشور:

از دیدگاه حقوق بین الملل خصوصی، اشخاص دارنده حق در یک کشور به دو دسته تقسیم میشوند: اتباع و خارجیان( بیگانگان). اصولا اتباع یک کشور صلاحیت دارا شدن تمام حقوق و تکالیفی را که قانون داخلی آن کشور تعیین میکند، دارند؛ در مقابل، حقوق بیگانگان نسبت به اتباع داخلی یک کشور محدود تر بوده و حتی از برخی حقوق در آن کشور محروم میباشند.

بنابر توضیحات فوق میتوان گفت که تابعیت یک حق میباشد و افراد در یک جامعه به واسطه برخورداری از حق تمتع از حقوق مدنی( ماده 958 قانون مدنی) باید دارای تابعیت باشد.

تعاریف تابعیت:

در این قسمت ذکر این نکته ضروری است که مفهوم تابعیت دارای یک تعریف یکسان و واحد نبوده و تعاریف متنوعی توسط علمای حقوق بین الملل خصوصی از آن ارائه شده است. در اینجا ما برای آشنایی هرچه بهتر با این مفهوم ، به چند مورد از مهمترین تعاریفی که آورده شده اشاره میکنیم و در نهایت کامل ترین تعریف را ذکر خواهیم کرد:

  • تابعیت عبارت است از رابطه ای قانونی میان فرد و دولت که سبب میشود فرد در شمار اعضاء جمعیت تشکیل دهنده دولت در یک سرزمین محسوب شود.
  • تابعیت خصلتی حقوقی و سیاسی است که به موجب آن، شخص متعلق به کشوری معین بوده و در آن کشور دارای حقوق و تکالیفی است؛ بنابراین، تابعیت، پیوندی است که فرد را به دولت متصل میکند و وی را تابع شخصیت حقوقی دولت قرار میدهد. همچنین از جمله آثار تابعیت، دارا شدن یکسری حقوق و تکالیف در یک کشور میباشد.
  • تعریف باتیفول، حقوقدان مشهور فرانسوی : تعلق شخص به جمعیت تشکیل دهنده یک دولت؛ با توجه به این تعریف میتوان گفت که از جمله شروط تابعیت، وجود جمعیتی است که به تشکیل یک دولت منجر شده باشد.

و اما اکنون به تعریفی میپردازیم که کامل تر از تعاریف فوق به نظر آمده و سپس به توضیح عناصر این تعریف خواهیم پرداخت؛

  • تابعیت عبارت است از یک رابطه سیاسی، حقوقی و معنوی که فردی را به دولتی معین مرتبط میسازد.

همانطور که مشاهده میکنیم، در این تعریف به سه رکن اساسی تابعیت اشاره شده است؛ رابطه سیاسی، رابطه حقوقی و رابطه معنوی؛ اکنون به توضیح این سه رکن اشاره میکنیم:

1) یک رابطه سیاسی است؛ بدین معنا که تابعیت، ناشی از قدرت حاکمیت یک دولت است. این دولت است که تعیین میکند چه افرادی تبعه آن هستند و یا برای داشتن تابعیت آن دولت چه شرایطی باید موجود باشد. بنابراین تابعیت وضع سیاسی یک فرد را در قبال پایبندی و اطاعت وی از قوانین یک دولت(کشور) معین میکند.

2) یک رابطه حقوقی است؛ تابعیت دارای اثرات حقوقی در نظام حقوق بین المللی و داخلی میباشد. در نظام بین المللی، اتباع یک کشور از حمایت سیاسی(دیپلماتیک) دولت خود در کشورهای دیگر برخوردارند. در نظام حقوق داخلی نیز تبعه از طرفی دارای حقوق سیاسی مانند حق مشارکت در انتخابات و رای دادن میباشد، از طرفی دیگر از کلیه حقوقی که در قوانین مختلف کشور متبوع پیشبینی شده برخوردار میباشد.( از جمله حقوق پیشبینی شده در قانون اساسی، قانون مدنی، قانون تجارت و… .)

3) یک رابطه معنوی است؛ این رابطه به این معنا است که تابعیت، فرد را از نظر آداب و رسوم و برخی ارزش های بنیادین نیز به یک دولت منتسب میکند و فرد در هر کجای دنیا به واسطه تابعیت خود، دارای پیوندی ملی- معنوی با کشور متبوعش میباشد.

تابعیت

در نتیجه در مقاله ای که گذشت دانستیم که “تبعه یک کشور بودن” چه معناست. گفته شد که دولت ها در تعیین قواعد مربوط به تابعیت خود و اینکه چه افرادی تبعه آنها محسوب میشوند قانونگذاری میکنند. پس با مراجعه به قوانین داخلی کشور های مختلف میتوانیم تشخیص دهیم که چه افرادی تبعه آن محسوب شده و چه افراد دیگری در آینده میتوانند تابعیت آن دولت را کسب کنند.

همانطور که گفته شد، تابعیت از جمله مسائل مهم و به روز حقوق بین الملل بوده و بررسی سایر ابعاد و زیر شاخه های آن، مقالات بیشتری را میطلبد.

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *