در صورتی که  در عقد نکاح صفتی در یکی از زوجین شرط شود و معلوم گردد که آن صفت در او موجود نبوده طرف دیگر می تواند  به اعتبار خیار تخلف  شرط صفت  عقد نکاح را فسخ  نماید.

موارد فسخ نکاح بر اثر شرط صفت

مثلا هرگاه مرد به خواستگاری زنی برود و زن خود را متخصص در امر زنان و تحصیل کرده کشور خارجه معرفی نماید و در عقد شرط شود زن متخصص در امر زنانه است و پس از عقد معلوم گردد زن چندی در یکی از بیمارستانهای بیروت کلفتی یا پرستاری کرده است شوهر میتواند نکاح را فسخ نماید .

ماده 1128 قانون مدنی می گوید:((هرگاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شود و بعد از عقد معلوم گردد طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده باشد یا عقد متبانیا بر آن باشد.))

هر وصفی از اوصاف که دارای نفع و فائده عقلائی است و نامشروع نمی باشد  میتوان در هر یک از زوجین ضمن عقد نکاح شرط نمود و چنانچه پس از عقد خلاف آن کشف گردد،مشروط له می تواند نکاح را فسخ کند.

ممکن است عقد نکاح مبتنی بر وجود صفتی در یکی از زوجین منعقد شده باشد که اگر آن صفت را نداشت  طرف دیگر عقد نکاح را منعقد نمی نمود اگر چه وصف مزبور  ضمن آن ذکر نشده باشد، به نظر می رسد طبق  عرف کنونی در ایران،دختری که هنوز شوهر نکرده به اعتبار آن که باکره است مرد با او ازدواج می نماید.

بنابراین صفت مذکور اگرچه در عقد ذکر نشده باشد، ولی شوهذ عقد را مبتنی بر آن واقع ساخته است، لذا پس از عقد کشف شود که زن صفت بکارت را فاقد است مرد می تواند نکاح را فسخ نماید.

ماهیت شرط صفت در فسخ نکاح

در صورتی که هر یک از زوجین حق فسخ نکاح را به جهتی از جهات دارا باشد مانند آنکه دختری تدلیس نموده  و خود را دارای معلومات عالیه معرفی کرده و در عقد شرط شده باشد  که مرد دارای زن دیگری نیست  و پس از عقد کشف دختر مرد را فریب داده  وبی سواد است  و شوهر هم زن دیگری دارد، هر یک می تواند آن را فسخ نماید. چنانچه خیار فسخ  یکی از دو جهت  مانند اسقاط یا تاخیر در اعمال اسقاط گردد حق فسخ دیگری به حالت خود باقی است.

اگر یکی از زوجین در مدت عده طلاق بائن بر عیب طرف دیگر آگاهی یافت ، نمی تواند از حق خیار خود استفاده نماید. زیرا فسخ انحلال نکاح است و با زوال رابطه زوجیت  به وسیله طلاق ، انحلال مجدد آن در اثر فسخ مورد نخواهد داشت.

چنانچه شوهر زن خود را قبل از نزدیکی طلاق دهد سپس متوجه گردد  که زن مبتلا به جنون بوده است  نمی تواند از عیوب مزبور استفاده نموده نکاح را فسخ نماید تا مهر نپردازد.بلکه طلاق قبل از نزدیکی واقع شده و زن مستحق نصف مهر المسمی است .

1-1- مثالهای شرط فسخ

بعضی از فقها نظر داده  اند اگر زن به طلاق رجعی مطلقه شده باشد یکی از زوجین نمی تواند در مدت عده در اثر عیبی که در طرف دیگر است نکاح را فسخ نماید ؟

به نظر می رسد چون مطلقه رجعیه زوجه یا در حکم زوج است هر یک از زوجین  می توانند در مدت عده  از حق خیار فسخ خود استفاده نماید و نکاح را فسخ نماید.

قیم و ولی مجنونی که جنونش متصل به زمان صغر باشد چنانچه مصلحت مولی علیه اقتضاء نماید می تواند در مواردی که قانون حق خیار فسخ برای او شناخته نکاح را فسخ نماید خواه مجنون زن باشد یا شوهر.

نکته مهم اینجاست اعمال حق فسخ نکاح مدت و زمان دارد . بدین توضیح که در ماده 1131 قانون مدنی می گوید:((خیار فسخ فوری است  و اگر طرفی که حق فسخ دارد بعد ازاطلاع به علت فسخ نکاح را فسخ نکند خیار او ساقط می شود به شرط آنکه علم به حق فسخ و وفوریت داشته باشد .تشخیص مدتی که برای استفاده از خیار لازم بوده به نظر عرف است.))

فوریت خیار فسخ

در این زمینه باید گفت در خیار شرط فوریت شرط نیست و مشروط له هر وقت بخواهد می تواند عقد را فسخ نماید  و تاخیر آن موجب سقوط حق خیار نمی گردد.

در پایان مجموعه مقالات فسخ نکاح باید افزود فسخ نکاح اگرچه عقد را مانند طلاق از زمان اعلام بر هم می زند، ولی تاسیس جداگانه ای عیر از طلاق است.

ماده 1132 قانون  مدنی می گوید:(( در فسخ نکاح رعایت ترتیباتی که برای طلاق مقرر شرط نیست.))

در اثر فسخ نکاح منحل شده  و زوجیت بیش از آن ادامه نخواهد داشت.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *