مقدمه

همانطور که قول داده بودیم می‌خواهیم در این زمینه مقایسه کنیم کارآفرینی و استارتاپ‌ها ببینید.

کانادا روش های مختلفی داره و برای اینکه به   آدم ها  اقامت دائم بدهد برای اینکه شما اقامت دائم بگیرید غیر از روش های بشردوستانه و پناهندگی و خانوادگی کنار هستند، در روش‌های اقتصادی شما در واقع باید یک آورده برای کشور کانادا داشته باشید و مهاجرت شما مفید فایده باشد و دولت بگوید که به ایشان پیار بدهید.

یکی از این روش ها نیروی کار ماهر و اسکیل ورکر و جاب ا فر هست که اینها به کنار و

روش کار آفرینی در مهاجرت به کانادا

می تواند روش های کارآفرینی در روش‌های کارآفرینی مختلف سرشاخه را عرض می‌کنم. شما می‌گویید که من می‌خواهم بیایم کانادا یک بیزینسی بزنم و این بیزینس احتمالا موفق خواهد شد و کانادایی ها را استخدام خواهد کرد مستقیم و غیرمستقیم. مستقیم کارمند شما و غیرمستقیم یعنی افرادی که به صورت پیمانی با شما قرارداد می بندند و سوم اینکه چرخه اقتصاد کانادا را بچرخانید پس این سه تا موضوع مهم است موفقیت بیزینس، کارآفرین بودن بیزینس، و    و کمک این بیزینس.

این خودش فقط به تنهایی موفق می‌شود پول دربیار دارد و به اقتصاد کشور و منطقه ای که در آن قرار گرفته کمک می‌کند این صلی‌ترین مسئله است. حالا دولت کانادا برای اینکه بتواند این کار را انجام دهد به همه روش‌ها می گوید کارآفرینی.

آنتیک روشن نیاز داره که اون راستی آزمایی و کیفیت آزمایی یعنی بیزینس‌پلن یعنی طرح اقتصادی شما را برای اینکه بداند اینست پایدار دارد یا نه راستی آزمایی را باید به کسانی که براش انجام بدهد یعنی آدم‌ها و افسره مشاوران .

فعلاً اوضاع این طوری است که استان‌های مختلف با توجه به قراردادهایی که با دولت فدرال دارند این وسیله راستی‌آزمایی و کیفیت آزمایشی تفویض شده است به هر کدام از استانها در خصوص روشهایی که خودشان برای آن قانون می‌گذارند که به اینها می‌گویند کارآفرینی استانی. یک روش دیگر فدرال هم هست که   تفویض شده به انجل ها یا بی سی ها یا یعنی یک سری شرکت‌های خصوصی یا غیر خصوصی و انزوا هستند و اینها تخصص شان  این هست که بیایند  بیزینس‌پلن بررسی کنند و ببینند که این بیزینس پلن خوبی است یا خوبی نیست.

استارت آپ و فرق آن با بزینس پلان

در این روش دولت به این کار می گوید استارتاپ ها در واقع همان کارآفرینی است. کارآفرینی فدرال است این دوتا روش‌ها شما می‌خواهید کدام را انتخاب میکنید خیلی با هم فرق دارد کم و کیف های مختلف دارد و این نهادها که این سه نهاد مختلف است که بیان شد یا آن طرف نهادهای استان‌های مختلف هستند هر کدام از اینها برای خودشان یک سلیقه و روش بررسی دارند که می‌خواهند این را اعمال کنند.

در روند بررسی شان و امتیاز بندی درست می کنند بعضی هاشون حوزه‌ها را قبول می‌کنند و بعضی ها خواسته هایی در این مسیر دارند. حالا ما از کار آفرینی های استانی شرو‌کنیم.

کار آفرینی استانی

برای استان‌ها می‌گویند شما یک بیزینس‌پلن به ما بده با این بیزینس پلن که شما به ما دارید ما به شما یک امتیازی می‌دهیم بر اساس جدول امتیاز بندی و شما را می گذاریم در استخر پول انتخابی رقابتی هر چند وقت یکبار ما می آییم از این استخر آدمها را دعوت می‌کنیم بالاترین امتیازها را به شما می گوییم که شما دعوت شدی حالا بیا طرح  کامل بیزینس پلن تون رو به ما بدید.

چون اول با یه بیزینس کانسپت اومد جلو کانسپت خلاصه چکیده ای از بیزینس پلن اصلی شما است براین در این مقطع که می‌خواهید بیزینس‌پلن بنویسید حرفتون رو نمیتونید خیلی عوض کنید مسائلی که ما میزنیم تخمی که در یک خاک می‌گذاری و درختی که میاد از اون هستش و این ابعاد اصلی را   نمی‌توان  تغییر بدهید ولی می‌توانید شاخ و برگ‌های آن را گسترش بدهید و بیشتر توصیف استان‌هایی که بیزینس پلن شما و بقیه مدارک شما را پسندید .

در اینجا  دعوت می‌کند به یک مصاحبه.

مصاحبه کار آفرینی

در مصاحبه باید خودمان دفاع کنیم از گذشته دفاع کنید و توضیح بدید که مترجم براتون میاد و چیز خیلی عجیبی نیست. ولی می خواهند مطمئن شوند که شما آن گذشته یکی از خودت بررسی کردی رو دارا هستی و مدیریت سوابق بیزینسی راجع به آن توضیح بدید و هم اینکه جریان این بیزینسی که می خواهی.

در واقع توضیح بدید روی اون سوار هست یا نه بگوییم بعد به شما قبولی میدهند وقتی که به شما قبولی میدهند می‌آیند به شما یک ویزای کار دوساله میدهند. همسر شما مثل شما ویزای کار می گیرد و فرزندان شما رایگان می روند مدرسه و بیمه تامین اجتماعی هم دارید.

بسته به استان حدود یک سال و نیم شما فرصت دارید که این بیزینس را به مرحله اجرا بگذارید یعنی برادریتو ثابت کنید البته اگر در این مدت قوانین تغییر کنه به ضرر شما نخواهد بود چون شما قبلاً قوانین برای شما فریز خواهد شد اصطلاح عطف به ماسبق نمی‌شود.

در این مدت برای راه اندازی بیزینس نهادهای زیادی هستن یکی  ایشون بی بی سی هست که نیمه دولتی است می‌آیند به شما اطلاعات می دهند و ساپورت می دهند و کمک می دهند و ممکن است به شما وام بدهند که بیزینس خود را به بهترین نحو اجرا کنید.

بزینس پلن ای که در روز اول نوشته شده و تأییدیه گرفته است حتماً بیزینس پلن خوبی است و با توجه به رقابت  با توجه به بازار است و با توجه به مکانی است که می‌خواهید بروید و با توجه به توانایی های شماست از کلاً بیزینس پلن شدنی و خوبی بوده و سازمان ما به شما کمک کرده و کلاً از هر طریق برید اگر آفیسر قبول کرد بیزینس پلن خوبی است چون فیلترهای آنها خیلی سخته.

بعد هم یک سازمان‌های عریض و طویلی به شما مشاوره می‌دهند و شما بیزینس  خود را راه بیندازید.

در این روش ها میتوانید بیزینس های خیلی سنتی و کلاسیک را هم انجام بدهید. یعنی لازم نیست که آنچنان نوآوری خاصی داشته باشد داشته باشه خوبه ولی میتونه یک بیزینس خیلی معمولی و چهارچوب دار مثل فرش فروشی رستوران رشته رستوران شرکت ساختمانی و اینها بشه

کارافرینی چقدر زمان می برد

چقدر زمان میبرد معمولاً یک سال زمان می‌برد. از شروع تا شما برسید به مصاحبه و ویزای کار بیاید  که می آید حدود سه سال طول می‌کشد که یه بار بگیری چون باید ۱۸ ماه تنفس برود و بیزینس را راه بیندازید و یکم زمان می‌برد و خیلی محکم و مطمئن است.

حداقل سرمایه گذاری کار آفرینی

حداقل سرمایه‌گذاری دارد کارآفرینی که بیشترشان حداقل ۲۰۰ هزار دلار است و چون شما باید امتیازبندی را در جدول رعایت کنید .

احتمالاً شهر های خیلی بزرگ هم نمی توانید بروید از محدودیت هایی هستش که در روش بیزینس پلن هستش.

  استارت آپ

حالا این ور قضیه استارتاپ است.

استارتاپ چیست شما میاد یه طرح می دهید   نمی‌خواهد کلش نوآورانه باشد می‌تواند یه بیزینس سنتی باشه که شما یک رویکرد  نوآورانه درون داره یا می‌تواند کلی بیزینس باشه حالا می‌تواند اپلیکیشن باشد مهندسی پزشکی باشد تولید قطعات صنعتی باشد می‌تواند دیجیتال باشد. می‌تواند به توریسم داشته باشد می‌توان به تولید ربط داشته باشد هر چیزی می تواند باشد .

در این دنیای بزرگ فقط باید نواورانه باشد و ثابت کند که این بیزینس می تواند بعداً در سطح بزرگتر رقابت کند. بعد شما حالا اینجا دیگر استانی وجود ندارد. می آید بیزینس پلن یا بیزینس کانسپت را می بری پیش یکی از شرکت ها. آن  آنها کی هستند.

نوع اول اسم آن انجل است یا فرشته شرکت‌هایی هستند که باید نامه ساپورت بدهند و بگویند که ما ۷۵ هزار دلار به بالا حاضریم در این زمینه سرمایه‌گذاری کنیم. انقدر بیزینس خوبی هست . بررسی کردیم و حاضرم روی آن سرمایه گذاری کنیم و قاعدتا از شما ۳ می‌گیرند.

نوع دوم ونچر کپیتال هستند یکی دیگر از شرکت‌های سرمایه‌گذاری هستند که اینها باید ۲۰۰ هزار دلار نامه بدهند که شما باید از شما سهام بخرم و سرمایه گذاری در بیزینس شما داشته باشد.

نوع سوم شتاب دهنده ها و کیووریتورها هستند. طبق آماری که ما داریم آمار رسمی البته از ایران هیچ کس تا حالا پیار به دو روش اول نگرفته است انجل یا کپیتال ممکن است ولی خیلی باب نیست.

به دلایل زیاد می ماند کیوریتورهای.

این کیوره آشکار می‌کند کیوریتور ها را اولا قرار نیست پولی بزنند در بیزینس شما .

برعکس دو شرکت قبلی   قراره به شما ساپورت بدهند.

ساپورت چیست؟ ساپورت آموزش می دهند کمک می‌کند تحقیق کنید تحقیق بازار کنید بیزینس پلن تون را بهتر بنویسید و وقتی اومدی در واقع چیکار کنید.

اینها در واقع همون شبیه و نهادهای دولتی در کارآفرینی هستند و خیلی تخصصی و در فاز کوچکتر هستند.

یک تیمی با شماست کلاس باید برید جلسه باید برید خیلی مطمئن می شوند که شما را خوب راه اندازی کنید در ایران به اینها شتابدهنده هم می‌گویند. به این  شرکت .

حالا این شرکت‌ها در آمریکای شمالی زیاد هستند و اکثراً بیزینس های کوچک و یا متوسط یا بزرگ از کمک های این شرکت استفاده می‌کنند. ولی برای روش مهاجرتی استارت آپ ویزا پروگرم در   یک لیست محدودی از اینها در سایت اداره مهاجرت وجود دارد.

حالا این الگو با چه جوریه کار می کنند قاعدتاً برای خدمات و ساپورتی که به شما می دهند از شما پول می‌گیرند.

ولی هر کدوم از اینها صلاحیت خود را دارند و هیچ کدوم از امتیاز بندی ندارن ولی برای راستی‌آزمایی این سه بخش بیزینس شما یعنی مفید بودن برای خود بیزینس مفید بودن برای محیط و کارآفرینی کرده‌ و دو سه تا فاکتور دیگه همون نوآوران بودن و قابلیت بسط دادن است.

برای بررسی این و برای ساپورت شما. اینها هر کدوم یک روش قبول کردن یا نکردن  دارند و هر کسی را قبول نمی کنند و بعضی هاشون در بعضی روش‌ها قبول دارنمثلاً استارتاپ هایی که مربوط به صنعت بشود و بعضی هاشون استارتاپهای هستند که مربوط به آی‌تی هستند.

به همین نسبت به برخی محدود هستند به محل‌های خاص و شهرها و استان‌های خاص و بعضی هم نه قیمتی که اینها می گیرند برای خدمات شون یه چیزی از حدود ۲۰ هزار دلار تا ۱۴۰ هزار دلار را می تواند متنوع باشد.

یعنی اول به شما می‌گویند و بعد از سوپرایز نمی‌شوید. قرارداد با شما می بندند علت اینکه قیمت‌های آنها مختلف است این است که بعضیاشون غیرانتفاعی هستند.

بعضی هاشون خصوصی هستند. همشون در حد مورد تایید دولت هستند .

ولی صلاحیت آنها و اینکه چه رویکردهای بیزینس های ساپورت می دهند و چه خدماتی به شما می‌دهم و چند ماه بعد با شما هستند.

اینها همه بستگی دارد و تاثیر بگذارد.

فلسفه انکوباتورها

بحثی که انکوباتورها یعنی فلسفه آنها هست این است که شما وقتی آمدی با من آنکوباتور کارکردی حسنش این هستش که اون بیزینسی که با ۲۰۰ هزار دلار می توانید راه اندازی کنی اینجا با ۴۰ هزار دلار می توانی راه اندازی کنیم .چون انکوباتور سعی می کند هزینه شما را به شدت کاهش دهد با مشاوره هایی که به شما می دهد کمک و راهنمایی و سرعت به سود شما را بالا ببرد.

و حجم موفقیت شما را بالا ببرد گاهاً مادر کارآفرینی از موکلان هایمان می شنویم که چرا شما در این بیزینس پلن من گفتید که مثلاً من باید سه نفر را استخدام کنم؟ آیا نمی‌شود من یک نفر را استخدام کنم؟ اونجا ما می‌گوییم که ببینید نوع بیزینس پلن تو جوری است که با یک نفر قابل گردش نیست.

مثلاً یک رستوران را با یک کارمند می‌توانیم بگردانیم مثلاً و یا یک تولیدی را با یک کارمند می‌توانیم بگردانی به علاوه اینکه تو از این تعداد پرسنل باید یک سری امتیاز هم میاوردی از نسبت تعداد پرسنل به نوع شغل و اسکیل شوهر هم وجود بندی کنی پس شما دستتون بسته است یا بعضی ها می گویند که مثلاً نمی شود ما جا اجاره نکنیم و در زیر زمین خانه‌مان مثلاً شروع کنیم که هزینه ها انجام می شه.

باز ما می‌گوییم نه چون حداقل سرمایه‌گذاری وجود دارد ولی در روش آنکوباتور   می‌گوید بهتره تا جای ممکن مادر طرح شما می توانیم  همه هزینه ها رو به حداقل برسانیم.

پرسنل شما را کار را بدید بیرون کنید پیمانی کنید جا را بدید بیرون از خونه استفاده کنید و این هم در استارت آپ شما خیلی فرصت بیشتری دارید.

یکی از تفاوت‌های این هست که در فازی که اومدید کانادا تحقیق کنید و بعد بیزینس را بندازیم.

برعکس استارتاپس   بعد از تحقیقاتی که در کانادا می کنید و در مصاحبه  کارآفرینی نمی‌توانید خود را می خواهند عوض کنند خیلی سخت می‌شود و شاید نشدنی باشد ولی در استارت آپ می توانید بگویید بعد از اینکه به کانادا اومده با آنکه با   در کلاس شرکت کردن درسها رو انجام دادم و مشغول انجام دادند می خوام یه تغییراتی حتی عمده بدهم.

تا اصلاً آنکوباتور استاد راهنمایم موافق و همه شیر و آنجا قبوله حالا راجع به زمانبندی استارتاپ هم گفتیم.

الان که شما شروع کنید انکوباتور پیدا کردن دو سه ماه طول میکشه بعد  از ایشان میگیری و برای دوتا چیز اقدام می کنی.

اولاً برای پیار اقدام می کنی و همون اول برای ویزای کار هم اقدام می کنی ویزاکار که خیلی سریع می آید.

دو سه ماه می آید.

پیار بین ۱۴ تا ۱۶ متر طول می‌کشد و این ۱۴ شما در کانادا و داری تحقیقات طول انجامیده و کلاس انکوباتور تون رو شرکت می‌کنیم.

حالا در روش کارآفرینی شما می توانید تا دو نفر شریک بشید و هرکدوم مینیموم باید ۲۰۰ هزار دلار گذاری و مینیمم امتیاز بیارید. در

روش استارت آپ  تا ۵ نفر در تئوری می‌توانند با هم شریک بشوند ولی این کار بسیار خطرناک است به دلایل زیادی به نظر ما اینکه این پنج نفر باید قابل توجیه باشند که چرا می‌خواهند در پروژه با هم شریک شوند تخصص و بگیراند.

آنها نسبت به پروژه قبل و با همدیگر چی هست و این جای پرانتزی باز می‌کنیم.   بعضی انکوباتورها می‌گویند این بیزینس شما حداقل باید یک سال انجام داده باشید تا بخوای بیای ثبت را بزنید یا اگر تولیدی هستی به یک سمپل رسیده باشی یا اگر تحقیقات بازار جامع و نظرسنجی جامعی داشته باشید .

ویزای استارت آپ
ویزای استارت آپ

 

 

 

 

 

 

 

 

بعضیاشون این را هم می گن بعضی ها اگر به شما مراجعه کنید، بیزینس‌پلن کامل را می خواهند.

بعضی ها با دو صفحه بیزینس کانسپت میشود باهاشون شروع کرد و بعدا رسید به بیزینس پلن .

انکوباتور را ممکنه بشود قانع کرد چون بیشتر پول می گیرد هر چه تعداد برود بالا ولی افسر را شاید نشود قانع کرد و افسران وقتی قانع نشوند چندتا دستورالعمل دارند ۱  یکی از آن پنج نفر را می‌خواهند ریجکت کنند باید کل ۵ نفر را ترویج کنند این قانون است ۲ ویدیو پروگرام دارند یعنی اگر آفیسر بیزینس‌پلن موضوع را متوجه نشد یا لازم بودن حضور این  ۵ نفر را لازم نداند هر جا یک  شک کند باید ۳ تا انکوباتور دیگه بیارد از بیرون و هیچ ربطی به پرونده ندارن بگوید شما هیئت سه نفره کمیته تشکیل بدید و این پرونده را بررسی کنید و آن را خطرناک می شود و ما در سیستم به یک نفر اعتقاد داریم .

اگر که در شرایط بسیار خاص دو نفر باشند که ما با هم قبلا شریک بودیم همکار بودیم متخصصان با همه یا مثلاً مشتری داشتیم دو نفر دانشجوی دکترا از دانشگاه شریف بودند مثلاً این دو نفر دکترا با هم بودند نیز با هم بودند مقاله های بین المللی دادند کردند ثبت اختراع دارند این دو نفر منطقی هست با هم جمع کنیم.

ولی یک نفر یک طرح داره که حالا ما بخواهیم دو سه تا آدم پولدار پیدا کنیم و وصل کنیم به اون رزومه  موهاشونو دست ببریم و خدای نکرده قبلا خودشون و همسرشون از طریق مختلف برای ویزای  کانادا اقدام کرده و نفهمیدم چی شد. اطلاعات متناقضی در پرونده بیاید کل پرونده ریجکت میشود.

بنابراین شما چند ماه در کانادا هستید و این خطرناک میشه. به این دلایل بنده به شخصه با اینکه آدم های غریبه که همدیگر را نمیشناسند بیاوریم در یک پروژه گذاری مشخصا مخالف هستیم و بعضی هم کار را انجام می‌دهیم ما خیلی براشون احترام قائلم ولی ما فکر می‌کنیم هر طرح استارتاپی برای یک نفر هست.

حالا این میزان سرمایه‌گذاری در استارتاپ می‌تواند از سی چهل هزار دلار به بالا باشند لازم نیست مثل کارآفرینی ۲۰۰ هزار دلار باشد.

هزینه مهاجرت کارافرینی و استارت آپ

پس شما در استارتاپ هزینه می‌کند یک هزینه هزینه های حقوقی که   هزینه وکیل است

۲ هزینه انکوباتور هست در  مورد انجل خیلی کمک نمی کنیم مگر اینکه طرح کامل باشه تلاش می‌کنیم ارسال می‌کنیم.

اگر سرمایه گذار پیدا شد   این کار رو پیشنهاد میدم چون درصد شراکت خیلی زیادی از شما می‌گیرد و به نظر ما خیلی منطقی نیست. پس هزینه وکیل و دولت هزینه انکوباتور ۳ اون هزینه‌ای که از  ۴۰ هزار دلار به بالا بعد میخوای برای بیزینس با فراغ بال انجام دهیم .

کارآفرینی یکسری هزینه‌های دولتی و هزینه های وکیل را دارید ۲ هزینه راه‌اندازی بیزینس را دارید که خیلی بالاتر از ولی در کارآفرینی چیزی به نام انکوباتور ندارید حالا اینکه کدوم یکی از دو روش بهتر است بستگی به هر فرد دارد بستگی به سلیقه دارد �لاً در استارتاپ شما می‌توانید هر شهری را انتخاب کنید و لازم نیست که یک شهری بروید که امتیاز بیشتری دارد .

ولی در کار کارآفرینی اگر بریم  تورنتو نمره های آنها متفاوت است زمانبندی های این دو با هم فرق می‌کند. میزان سرمایه و پول شما برای چی می رود فرق می کند چه نوع بیزینس های قبول است فرق می‌کند در استارتاپ. چون نوآوری لازم دارد ما خودمان یک بانکی از ایده‌ها داریم که اینها جامع و قوی تهیه شده اند و اینها در اختیار موکلین می‌زنیم .

ایده در استارت آپ

بدون هزینه اضافه و خودمون ایده ها رو کمک می‌کنیم . مهم نیست ایده را شما از خودتان داشته باشید یا اینکه از کسی شنیدید. یا ما به شما داریم یا شب خواب دیدی. مهم اینه که یک روزی ایده برای شما باشه. یعنی حقوق معنوی این ایده برای شما باشه. وقتی اینتلکچوال پراپرتی حقوق معنوی این ایده برای شما  شد دیگه این ایده مثل بچه آدم هست.

مثل بیزینس آدم هست و شما باید این را بپرورانید و این برای شماست. حال اینکه چند نفر دیگر را بیاییم با شما شریک کنیم ممکن کار منطقی نباشد.

پروسه استارت آپ و کارافرینی

استارتاپ شروع سه ماهه میان کانادا ۱۶ ماه پی ار  می‌گیریم و در کارآفرینی ۱۶ ماه می کند و چهار سال پیار می گیریم و اینکه میانگین پولی که برای استارتاپ هست  ۴۰ هزار دلار. و هزینه حق الوکاله ما هستش تا پیار و برای ما فرقی نمی کند که شما آنکوباتور  ارزان تر پیدا کنید یا اینجا پیدا کنید که پکیج درستی برای شما به چنین  استارت آپ باید نوآورانه باشه و بعضی موقع ها نوآوران نیست.

ولی به زندگی روزمره خود که نگاه می کنم خیلی فرصت های طلایی هست خیلی استارتاپ‌ها در ایران دارد اتفاق می‌افتد که هنوز در کانادا نیامدن. خیلی کارهای جالب میشود انجام داد انسان واقعاً بی نهایت است.

مثل تعداد ایده هایی که برای هر بیزینسی هست ولی واقعا ایده های زیادی هست و ما خیلی قوی هستیم. از نظر تیم مشاوره و بیزینسی ولی موکل در روش  کارآفرینی ما هم کاری موکل نیاز داریم بر خلاف بسیاری از موسسات حقوقی دیگه از روز اول در راستای تهیه بیزینس کانسپت و بیزینس پلن   موکل را کاملاً درگیر نمی کنند  و   موکل  همه کاری نمی خواهد بکند ولی ما ایشان را درگیر می‌کنیم.

ما داریم کارها را انجام می‌دهیم ولی ایشان باید در جریان باشند. زمان   مصاحبه باید بیزینس پلن رو خونده باشند و چند جلسه قبل سوال پرسیده باشند و بتوانند دفاع کنند که بتوانند بیایند دفاع کنه. پس به همکاری و پارتیسپیشن و حمایت موکل احتیاج داریم.

در استارتاپ به مراتب بیشتر به همکاری موکل است احتیاج داریم موکل در استارت ها باید دوره های آنلاین  رو بگذرونه دوره‌های حضوری بگذرونه باید آدمی باشد که متعهد باشد شرکت کند در کلاسها مشقاشو انجام بدهد. پروژه را انجام دهد  مثال این هست که انگار دارد یک ن  یک نیمچه دیپلم بگیرید باید مشغول انجام بدید تحقیقات انجام بدید پروژه هاتون انجام بدید منظم باشید.

پس نکته‌ای که از زبان هست کارآفرینی زبان می خواهد برای شروع ولی استارتاپ باید آیلتس حداقل ۵ را داشته باشید نمی‌خواهد حتماً مدرک آیلتس 5 داشته باشید ولی باید در سطح آیتلس 5  باشید برای شروع.

در نتیجه اگر آدمی هستید که میخواهید درگیر باشید که به نفع خودتون هست فردا بیزینس   شما موفق است و دنبال جستجو و دنبال هیجان کاری و دنبال خلاقیت و تیم ورک هستید استارتاپ فوق العاده است.

شخصیت زبان ضعیف‌تری دارید و علاقه ندارید در واقع یک پروژه شسته رفته  باشد  کارآفرینی براتون بهتر است فکر می‌کنم در این مقاله همه چیز را به شما گفتیم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *